توضیح قدیم و جدید



 کامنت‌های مهرداد اشکانی را برای اطلاع خوانندگان مطلب او آوردیم. تا اینجا ما همۀ آنچه از فردی دریافت کرده‌ایم که دربارۀ او هیچ نمی‌دانیم و علاقۀ چندانی نیز نداریم که بدانیم، در دسترس خوانندگان گذاشته‌ایم. بدیهی است که این بی‌اعتنایی ما به شناختن هویت مهرداد اشکانی، به معنای آن نیست که نمی‌توانیم بدانیم او کیست! اشاره‌هایی به این هویت جعلی خواهیم آورد تا او را اشارتی باشد!

باری، کامنت مورخ 18 تیرماه را که در متن پست قبلی منتشر کردیم، پیشتر دریافت کرده بودیم؛ اما گمان می‌کردیم بهتر است آن هل من مبارز طلبیدن‌ها را که از سر خامی و ناپختگی از مدّعی کانت‌شناسی و ایده‌آلیسم صادر شده است، می‌توان بر او بخشید. ترجیح دادیم باب پرووکاسیون را بسته نگاه داریم از باب ستر عورت مهرداد تا خوانندگان گمان کنند در مخفیگاه اشکانی پلنگی خفته بوده باشد. در کامنت بعدی امّا، در پنج فصل، اشکانی در زیّ قربانی سانسور و شهید زنده ظاهر شد. او که نمی‌توانست بداند ما به ماهیّت او پی‌برده‌ایم، از سر خامی مضاعف، قرینه‌های دیگری بر روش و منش کودکانۀ خود به دست داد. پیشتر نیز در بحثی دربارۀ ابن مقفع، اشکانی با همین منطق به میدان آمده بود. او آن بار نیز پس از رونمایی مقداری ارجاعات به ابن مقفع، ناگهان به غیبت کبری رفت و خوشه‌چینان فضل و دانش را به دست انتظار سپرد. در هفته‌های پیش، گویا به دنبال بَدائی که حاصل شد، آن غایب حاضر، بار دیگر و شاید برای اتمام حجّت بالغه، چون اسد بیشۀ تحقیق بر امت گمراه دیداری نمود! اما از آنجا که نمی‌خواست کاملا از غیبت بیرون بیاید، همچنان پرهیز پیشه کرد. با یک تمایز بسیار مهمّ! و آن این که مهرداد با یک A (mehrdad) این بار در مهرداد با دو A (mehrdaad) تناسخ پیدا کرد! این مهرداد دوّم هم مانند مهرداد اوّل اشکانی، به هر تمنّایی که آمده باشد، راه گم کرده است و تنها نتیجه‌ای که می تواند به دست آورد، جز عِرض خود بردنی بیش نیست.

اینک یکی دو نکته از باب تحریر محلّ نزاع:

«اشکانی»نامی، از سال‌های گذشته چندین مطلب نوشته و ما همۀ آنها را منتشر کرده‌ایم. خود او پیشتر از سعۀ صدر ما تشکر کرده بود. اما اینک رویۀ ما را «زیر میز زدن» نامیده است. اگر این «زیر میز زدن» معنایی داشته باشد، همان رفتار زیرزمینی مهردادهای اوّل و دوّم است که حتی نام و آدرس ایمیل جعلی خود را نیز نمی‌تواند مدّتی حفظ کند! ما اگر بزنیم، چون هویت آشکار داریم، روی میز می‌توانیم زد! نیازی به مخفی‌کاری چریکی-فردیدی نداریم! و ضرورتی به زدن افتادگان نمی‌بینیم و اعتقادی هم به چنان زدنی نداریم!
اشکانی به رغم این انتشار کامل مطالب، خودداری ما از انتشار آن کامنت سخیف را مندرج در تحت سانسور - گویا «کنکاش» به زبان فردیدی - دانسته است. که البته بیشتر از مقولۀ ستر عورت بود! تا خوانندگان ندانند آن مفسّر کانت و ... تا چه پایه می‌تواند مانند جوانان خام و نافرهیخته یاوه بنویسد! جای شگفتی است مهرداد دوّم که خود صفحه‌ای در فیسبوک دارد، هیچ یک از مطالب خود را در آن صفحه منتشر نکرده است. این که کسی خود را در آخرالزمان اطلاعات از دیگران مخفی کند، شاید وجهی داشته باشد؛ اما اینکه خود را از خود نیز پنهان کند، چنین رفتاری قابل فهم نیست و نشانه‌هایی از ماخولیا در آن به چشم می خورد. بویژه اینکه مدّعی بحث در فضای عمومی نیز باشد! سانسور جایی موضوعیت پیدا می‌کند که شخص وسیله‌ای برای بیان نظر خود نداشته باشد. و گرنه کسی که صفحۀ مجانی در شاهراه جهانی در اختیار دارد، اما مطلب خود را در آن منتشر نمی‌کند، بیشتر از آن که قربانی سانسور باشد، مشکل رفتاری جدی دارد! یعنی هنوز درگیر مقولات حیات اجتماعی قبل از دفع فاسد به افسد فردیدیان است و خیال بازگشت به مبنای شیخ شهید را در سر می‌پزد! البته به عبث! زیرزمینی‌بودن الزامات خود را دارد که همانا جنگ چریکی و ترور و ... است. مگر اینکه شخص به دلایلی که برای ما علی السویه است، از خویشتن خویش هم فرار کند! چنان که مهرداد اوّل از دوّم، و دوّم از اوّل، و این هر دو از آن حجّت روی زمین فرار می‌کنند!
مهرداد اشکانی مدعی شده بود که می‌خواهد «فهم متفاوتی از پروژۀ طباطبایی» عرضه کند. و این کار را با زدن «مخاطب بالعرض»، یعنی سیداحمدیان علامه - در معنای تحقیری فردیدی آن – انجام داد و تسخر زدن به هومن قاسمی، که همان «یارو» باشد! یادآوری می‌کنیم که نه سیداحمدیان «مخاطب بالعرض» مهرداد دوّم است و نه هومن قاسمی «یارو»! آن هر دو دانشمندانی برجسته هستند. برهان قاطع ما نیز در برابر حجّت تسخر زدن جز این نیست که آنان با نام و نشان خود وجود خارجی دارند و اگر یکی از مهردادها توان مباحثۀ آزاد در یک بحث علمی را دارد، پرده کنار بزند و ظاهر شود! اگرچه می‌دانیم او صورتی ندارد که بتواند پرده از آن برگیرد! یک راه حل دیگر نیز، البته روی میز پیشنهاد می‌توانیم کرد و آن اینکه آن مستور، مقاله‌ای در فلسفۀ کانت و ایده‌آلیسم قلمی کند تا سیه روی شود هرکه در او غش باشد! یک پیشنهاد تکمیلی نیز می‌کنیم: او که به دفاع از طباطبایی آمده، چند صفحه‌ای از دریافت خود را از طریق یکی از نواب خود علنی کند! پیشتر مهرداد اوّل در بحثی با مصطفی نصیری در میانۀ رقصی چنین از میدان دررفت؛ یعنی رفت، اما رندان یک در هم به آن رفت افزودند!
فرض را بر این می‌گیریم که مهرداد دوّم برای دفاع از طباطبایی آمده؛ سلمنا! امّا شگفت اینکه بخش بزرگ مقالۀ او بیشتر از آنکه چنین توضیحی باشد، شرح کشافی درباره نویسندۀ مقاله، یعنی سیداحمدیان بود. این موشکافی‌ها در زندگی دیگران جنبه‌های بیمارگونه‌ای از همان «کنکاش»های فردیدی دارد که با هر فکری که مخالف بود، صاحب آن را صهیونی-ماسونی می‌نامید و غوغایی برپا می کرد تا بحثی درگیرد؛ چون سخت الکن بود و عاجز از بیان! اشکانی تئوری ما، قال و من قال را می‌داند، اما از زیرزمین - سبب مردم گریزی او را نمی‌دانیم، اما می‌توانیم حدس بزنیم – نمی‌تواند بیرون بیاید تا صورت خود را نشان دهد و در چشم مخالفان - یا موافقان - خود نگاه کند! بدیهی است زمان فدائیان اسماعیلی و همۀ دیگر صورت‌های زندگی مخفی – اما گویا در فضای عمومی! – برای همیشه گذشته است. مردمی که از اندک آزادی‌های مُجاز نمی‌توانند استفاده کنند، لایق آزادی‌های بزرگ‌تر و بیشتر نیستند. نشانه‌ای دیگر نیز از رفتاری فردیدی که نسبت او با آزادی، نسبت جنّ و بسم الله بود، در رفتار اشکانی هست؛ رفتاری که معنایی جز این ندارد که گویا نمی‌داند تا اطلاع ثانوی می‌توان بر سیداحمدیان‌ها و قاسمی‌ها خرده‌ها گرفت و به طباطبایی هم هر نسبتی را داد، چنانکه معلمان اخلاق داده‌اند و می‌دهند، اما این‌ها را نمی‌توان تفسیر متفاوت خواند! رونمایی از اطلاعات دربارۀ کسی که مقاله‌ای نوشته و این قدر به خود اعتماد داشته که نام خود را بر بالای مقاله ذکر کند، از سوی کسی که حتی مقالۀ خود را در فیسبوک شخصی خود نمی‌تواند منتشر کند، یعنی خود از خود بیگانه است و گوییا حتی از خود می گریزد، نیاز به روانکاوی دارد!
هیچ چیز در رفتار مهرداد اشکانی وجود ندارد که با تئوری‌هایی که دربارۀ فضای عمومی، بحث علمی، دفاع متفاوت از طباطبایی و ... صادر می‌کند، سازگار باشد! مهرداد اشکانی - با این نام - تنها دو بار خود را نمایانده است : نخست در مجادله‌ای با نصیری در دفاع از تفسیر دوستدار از ابن مقفع، دیگر در «واکنش» به مقالۀ سیداحمدیان. اگر به واقع قصد او تفسیر متفاوت از پروژه‌ای یا دفاع از ابن مقفع‌شناسی دوستدار بود، چرا در فاصله این سال‌ها چیزی ننوشت و مطلب خود را منتشر نکرد!؟ گیرم که سیداحمدیان و قاسمی هیچ نمی‌دانند، اما آدمی که نظری در حد ادعای اشکانی و صفحات فیسبوکی خالی او دارد، چرا باید سال‌هایی در انتظار مقاله سیداحمدیان یا دیگری بنشیند!؟ و آنگاه که مطلب هومن قاسمی منتشر شد، پرده بگرداند و او را یارویی خطاب کند که تنها می‌توان بر او تسخر زد!؟ یارو در زبان فارسی خطاب به کسی است که حتی از گفتن نام خود شرم دارد، مطلب خود را خود منتشر نمی‌کند، اما دیگران را که مطلب او را منتشر می‌کنند به کنکاش فردیدی متهم می کند! کسی که رسوا نیست چه دلیلی دارد که روی از همگان نهان کند؟ 
خطاب کردن به وجدان گردانندگان قدیم و جدید مجانی است؛ اما کسی که حتی خود را از خویشتن مخفی کند، چگونه می‌تواند ادعای وجدان کند!؟ کمترین نشانۀ داشتن وجدان، توان نگاه کردن در چشم دیگری است و وجدان جایی معنا پیدا می‌کند که ارتباط انسانی برقرار باشد. وگرنه در زیرزمین و در گمنامی، همه وجدان دارند! مثل همۀ سربازان گمنام همۀ زمان‌ها که قهرمان‌اند، اما در گوری خالی! ادّعای دفاع متفاوت از پروژه طباطبایی برای کوبیدن گردانندگان قدیم و جدید از سوی کسی که نه می‌تواند در چشم طباطبایی نگاه کند و بگوید که از پروژه او دفاع می کند، و نه در چشم نویسندگان این یادداشت، پوچ است و بی‌معنا و مندرج در تحت کلاهبرداری! اگر او در مخالفت و موافقت خود جدی می‌بود، و می‌دانست  که در لحظۀ گفتن و نوشتنِ «دفاع از ...»، از ریا صورت او سرخ نمی‌شود، نام خود را افشا می‌کرد و سخن خود را می‌گفت.
این رفتار مهرداد اوّل و دوّم اشکانی، یعنی ظهور بعد از بطون و بطون بعد از ظهور - به عنوان مقوله‌ای فردیدی - بیشتر از آنکه عذر خواه «خلق و خوی» او باشد، نشانه‌ای از «وجدان معذب» اوست که به نوعی در فیسبوک خود به آن اعتراف کرده است.  کسی که با چنین وجدان معذبی وارد بحث شود، به جای درمان آن، تئوری وجدان معذب خود را تولید خواهد کرد. طباطبایی در ضمن صحبتی درباره دوستدار می‌گفت: بزرگ‌ترین ایراد او، که همه رشته‌های خود را پنبه کرده این است که خواسته است برای بدبختی خود - که البته به لحاظ انسانی قابل فهم است - تئوری تدوین کند، اما حاصل کار او جز نظریۀ بدبختی از آب در نیامده است! هدف از ظهور و بطون کسی که در پشت مهرداد اشکانی پنهان شده است، در فضای عمومی، به هر چیزی که شبیه باشد، از جمله به رفتار وارثان کنام پلنگان الموت، اما هیچ نسبتی با کانت مدافع آزادی اندیشیدن در فضای عمومی ندارد! در زمان ما هر کسی چند کلمه‌ای و نقل قولی از کانت می‌داند؛ اما داشتن جرأت – نمی‌گوییم دانستن – برای صورت خود را نشان دادن، مقوله دیگر است. کسی که از آوردن نام خود شرم دارد، ولی داعیه‌ای برای دفاعیه‌ای دارد، چگونه می‌خواهد از پروژه‌ای‌ دفاع کند که همچون مناقشه‌ای بر همۀ صورت‌های باطنی‌گری است!؟ دفاع از اندیشیدنی که هیچ نام و صورتی را تداعی نکند، چگونه اندیشیدنی است!؟ اندیشیدن آدم مجهول‌الهویه، همانا اندیشه‌ای مجهول‌الهویه است! و اندیشه‌ای مجهول، یعنی مؤدّی به هیچ! به خلاف نظر اشکانی هم که گمان کرده است «واکنش» او «هزینۀ» بسیاری برای ما داشته است، می‌گوییم که از مجهول اندیشنده، جز مجهول هزینه صادر نمی‌شود! اما اشکانی، که در  قید سود و زیان ماست، بهتر است روی و نام بنماید تا هزینه او معلوم شود!
 رفتار و کردار مهرداد دوّم، به رغم رجزخوانی‌های بسیار، نشانه‌هایی از درهم ریختن نظم ذهنی او با خواندن مقاله‌های سیداحمدیان و قاسمی دارد. اینک یک قرینه: او می نویسد «به تجربۀ سالیان اخیر، هشدار می‌دهم که کسانی پیدا شده‌اند که از همینک در بوق یک قرائت مکتبی از پروژۀ طباطبایی می‌دمند و دیر نیست که سالیانی بعد، بیانیۀ تسویۀ حساب سازمانی صادر کنند!». نمی دانیم با این حجّت قوی، مهرداد دوّم چند سال تجربه دارد! امّا این پیامبرانه از غیب خبر دادن به معنای این است که او از پروژۀ طباطبایی هیچ درنیافته است! نظر هر دو مهرداد اشکانی را به این نکته جلب می‌کنیم که اینجا سازمان نیست؛ دوستان ما بوق نمی‌زنند؛ طباطبایی هم پرچم‌دار سازمان نیست! اگر صدایی گوش مهرداد را در مخفیگاه او آزرده است، جز نفیر صور اسرافیل نیست که پایان فضاهای بسته، غوغاسالاری فردیدی، ضربه زدن زیرمیزی و همه گونه‌های دفاع از جهل و خیره‌سری را اعلام می‌کند! شاعر گفته بود: ما آن روز را آرزو کرده بودیم، حتی اگر خود نباشیم!

 نگاشته شده  جمعه بیست و ششم تیر ۱۳۹۴
ساعت 18:26    | |

دو توضیح مهرداد اشکانی

 

دو توضیحی که در ادامه می آید مهرداد اشکانی برای ما ارسال کرده است. توضیح مختصر نخست که تاریخ آن نیز مشخص است اعتراضی به حذف چند کامنت سخیف بود که البته ربطی به او نداشت. توضیح دوم پاسخ گونه ای به مقاله هومن قاسمی است. آن هر دو را این جا می آوریم. از این پس توضیحی شایسته خواهم آورد.  


ادامه مطلب
 نگاشته شده  جمعه بیست و ششم تیر ۱۳۹۴
ساعت 18:0    | |

مناقشه ای بر یک 《واکنش》

2

هومن قاسمی


ادامه مطلب
 نگاشته شده  پنجشنبه بیست و پنجم تیر ۱۳۹۴
ساعت 17:9    | |

مناقشه ای بر یک《واکنش》

 

1

هومن قاسمی

 


ادامه مطلب
 نگاشته شده  چهارشنبه بیست و چهارم تیر ۱۳۹۴
ساعت 18:56    | |

توضیح قدیم و جدید

 

به اطلاع علاقه مندان می رسانیم که به دنبال انتشار مطلب مهرداد اشکانی کامنت های بسیاری از خوانندگان دریافت کردیم که بویژه به نوع برخورد با شخص سیداحمدیان اعتراض کرده بودند. بدیهی است که ما به آنان حق می دهیم اما برای اینکه میدان را به کسانی واگذار نکنیم که - با همه صورت های صرف نام های اشکانی و مهرداد! - یاوه می گویند ناچار همه کامنت ها را حذف کردیم. استفاده از جدل کاری سهل و در اختیار هر کسی نیست و به نظر ما نوشته مهرداد اشکانی از این حیث انشای بدی است. اشکانی - که اصرار دارد ضمن بحث در فضای عمومی همچنان روی خود را مانند قدیسان و معصومان از همگان مخفی نگاه دارد - سیداحمدیان را «علامه تازه» و ... نامیده که به نوعی یادآور توصیف طباطبایی به «نویسنده تازه به دوران رسیده» از سوی کسی است که گویا گمان می کرد آدمیان نویسندگی را از دباغ خانه های صدر اسلام به ارث می برند. علامگی کهنه و تازه ندارد : برخی در زمانی - به رغم میل ما - «علامه» می شوند و برخی دیگر نیز هرگز نمی شوند و جدلی بدی باقی می مانند! بدیهی است که بحثی که با تذکره الاولیایی درباره نویسنده ای آغاز می شود علمی نیست بلکه جدلی از نوع پست آن است. در روزهای آینده دوستان ما اشکالات مقاله مهرداد اشکانی را باز خواهند کرد. وانگهی بحث درباره ایده آلیسم آلمانی را همین جا دنبال خواهیم کرد. کامنت هایی را که در آن ها اشاره ای به موضوعات شخصی و خصوصی وجود داشته باشد همچنان حذف خواهیم کرد اما صفحات ما برای همیشه برای انتشار هر نوشته ای علمی و مستدل و مستند باز خواهد ماند. 

 نگاشته شده  پنجشنبه هجدهم تیر ۱۳۹۴
ساعت 20:14    | |

متن پیغام و واکنش مهراد اشکانی 

 

با سلام

متن زیر «واکنشی» به مقاله ای از جناب آقای علیرضا سیّداحمدیان است که در آن تارنما منتشر شده است. خواهشمند است در صورت امکان و برای اطلاع ایشان و دیگر علاقه مندان، آن را در تارنمای خود منتشر نمائید. مطمئنم که در صورت تمایل بر انتشار این متن، مانند گذشته از دست بردن در کلمات و عبارات و سیاق متن پرهیز خواهید داشت.

پیشاپیش از سعه صدر و حسن نظر شما تشکر می کنم.

مهرداد اشکانی


ادامه مطلب
 نگاشته شده  سه شنبه شانزدهم تیر ۱۳۹۴
ساعت 17:43    | |

توضیح

 

به اطلاع علاقه مندان می رسانیم که مطلبی از مهرداد اشکانی با عنوان واکنش به مقاله موانع معرفتی سیداحمدیان دریافت کرده ایم. خود مهرداد اشکانی پیش از ارسال متن در توضیحی شرایطی را یادآور شده بود که واکنش برخی از خوانندگان را به دنبال داشت. با بررسی همه آن ها واکنش ها ما به این نتیجه رسیدیم که آن توضیح جدلی اشکانی پیش از واکنش جدلی او سودی برای پیشبرد بحث ندارد. ما همه آن ها حذف کردیم. در روزهای متن کامل واکنش اشکانی را در اختیار علاقه مندان خواهیم گذاشت و طبق معمول ورود رد بحث برای همگان ممکن خواهد بود.     

 نگاشته شده  سه شنبه شانزدهم تیر ۱۳۹۴
ساعت 15:55    | |

موانع معرفتی در درک پروژۀ فکری سیدجوادطباطبایی

 

به مناسبت انتشار نظام‌های نوآیین در اندیشۀ سیاسی

 

عـلـیـرضـا سـیّـداحـمـدیـان

 

با تشکر از آقای سید احمدیان که اجازه دادند متن این مقاله را که در مجلۀ فرهنگ امروز منتشر شده بود این جا بیاوریم


ادامه مطلب
 نگاشته شده  یکشنبه هفتم تیر ۱۳۹۴
ساعت 23:10    | |

گفتاری در خاستگاه‌های انتحال

 جواد طباطبایی


ادامه مطلب
 نگاشته شده  شنبه ششم تیر ۱۳۹۴
ساعت 16:27    | |

«ایراندوستیِ» ما و اندیشه‌های دکترجواد طباطبایی

فرخنده مدّرس

بخش دوم

 نگاشته شده  شنبه پنجم اردیبهشت ۱۳۹۴
ساعت 23:14    | |

«ایراندوستیِ» ما و اندیشه‌های دکترجواد طباطبایی

فرخنده مدرس

بخش نخست

 نگاشته شده  شنبه پنجم اردیبهشت ۱۳۹۴
ساعت 23:10    | |

دکتر جواد طباطبایی صاحبِ نظر است، نه مترجم!

 

فرخنده مدرس

 

http://bonyadhomayoun.com/?p=13899

 نگاشته شده  سه شنبه نوزدهم اسفند ۱۳۹۳
ساعت 18:50    | |

زیر تازیانۀ توهینِ روشنفکریِ ناتوان

 

فرخنده مدرس

 

http://bonyadhomayoun.com/?p=13887

 نگاشته شده  سه شنبه نوزدهم اسفند ۱۳۹۳
ساعت 18:44    | |

اطلاعیه

 

به آگاهی می رساند که نسخه های اندکی از نسخۀ دوم جدال قدیم و جدید از صحافی دریافت شده و در دفتر انتشارات مینوی خرد موجود است. این کتاب اولین بار در نمایشگاه کتاب اردیبهشت 94 عرضه خواهد شد، اما علاقه مندان می توانند با مراجعه به دفتر مینوی خرد نسخه های موجود را تهیه کنند. یادآوری می کنیم این نسخۀ دوم متن کامل تر و منقح تری از ویراست نخست جدال قدیم و جدید است.

 نگاشته شده  سه شنبه نوزدهم اسفند ۱۳۹۳
ساعت 18:23    | |

به مناسبت انتشار نظام های نوآیین در اندیشۀ سیاسی

 

سیروس پرویزی

 

 نگاشته شده  شنبه نهم اسفند ۱۳۹۳
ساعت 10:4    | |

فراهم آمدن مقدمات «تأسیس» اندیشه‌ی سیاسی جدید ایران

 

محمد ایمانی

 نگاشته شده  دوشنبه بیستم بهمن ۱۳۹۳
ساعت 1:10    | |

جدال با مدعیان

 

مصطفی نصیری

بخش چهارم

 نگاشته شده  دوشنبه بیستم بهمن ۱۳۹۳
ساعت 1:2    | |

جدال با مدعی

 

مصطفی نصیری

بخش سوم

 نگاشته شده  یکشنبه بیست و هشتم دی ۱۳۹۳
ساعت 21:38    | |

جدال با مدعی

 

مصطفی نصیری

بخش دوم

 نگاشته شده  یکشنبه بیست و هشتم دی ۱۳۹۳
ساعت 21:36    | |

انتشار دو مجلد دیگر از مجموعه آثار دکتر طباطبایی


تصویر روی جلد را می توانید در ادامه ببینید





ادامه مطلب
 نگاشته شده  سه شنبه بیست و چهارم دی ۱۳۹۲
ساعت 18:20    | |

  کجا ایستاده ایم؟

 بخش سوم


ادامه مطلب
 نگاشته شده  دوشنبه بیست و پنجم آذر ۱۳۹۲
ساعت 12:36    | |
  کجا ایستاده ایم؟

بخش دوم


ادامه مطلب
 نگاشته شده  دوشنبه بیست و پنجم آذر ۱۳۹۲
ساعت 12:34    | |
  کجا ایستاده ایم؟

 بخش نخست

آن چه در این صفحات از نظر خوانندگان می گذرد، بازنویسی پاسخ دکتر طباطبایی به پرسش ها و ایرادهایی است که پیشتر توضیح آن را آوردیم. یادآوری می کنیم که متن کنونی با مراجعه به برخی یادداشت های دکتر طباطبایی تکمیل و برخی اشکالات صحبت شفاهی رفع شده است. نگین نوریان


ادامه مطلب
 نگاشته شده  دوشنبه بیست و پنجم آذر ۱۳۹۲
ساعت 12:27    | |

گفتگویی درباره هانری کربن با حضور سید جواد طباطبایی و انشاالله رحمتی

رو به عقل سرخ، پشت به عقل توتال

دریافت کرین از دیانت در مواجهه با توتالیتاریسم بود

حامد زارع

ماجرای این گفتگو همانند داستان دیدار سید جواد طباطبایی و انشاالله رحمتی شنیدنی است. در دیدارهایی که با دکتر رحمتی داشتم و سخن از پژوهش های دکتر طباطبایی به میان آمده بود، رغبت مترجم «اسلام ایرانی» هانری کربن برای دیدار با مترجم «تاریخ فلسفه اسلامی» کربن به وضوح دیده می شد. چه اینکه رحمتی سابقه تلمذ نزد سید جواد طباطبایی در دانشکده الهیات دانشگاه تهران در دهه 60 خورشیدی نیز داشت و برای ادای احترام به استاد و تجدید خاطره فلسفی نیز که شده تمایل داشت تا دیداری با دکتر طباطبایی داشته باشد. اما این دیدار تا به این گفتگوی حاضر رسید، از چند خوان رستم گذشت! چه اینکه در قراردادن وقت مقرری برای دیدار و گفتگوی مترجمین فارسی هانری کربن که یکی فیلسوف سیاسی و دیگری استاد فلسفه اسلامی است، کار آسانی نبود و هر زمانی، دلیلی برای عدم تشکیل جلسه پیش می آمد. تا اینکه در روزهای آخر مهرماه فرصت مهیا شد و به اتفاق دکتر رحمتی به دیدار سید جواد طباطبایی در بنیاد دایره المعارف اسلامی رفتیم. آنچه می خوانید، گزارشی از این نشست است که همانگونه که پیش بینی می شد، به گفتگویی درباره هانری کربن تبدیل شد.


ادامه مطلب
 نگاشته شده  دوشنبه هجدهم آذر ۱۳۹۲
ساعت 23:35    | |

نقد «سیدجواد طباطبایی» بر دو تالیف «تقی آزاد ارمکی»(2)؛


او از اندیشۀ سیاسی چه می‌داند؟



ادامه مطلب
 نگاشته شده  دوشنبه هجدهم آذر ۱۳۹۲
ساعت 19:56    | |